
بابا فرشید برای من کیک خوبه؟
تو یک کافی شاپ نسبتاٌ با کلاس
نشسته بودیم ، با نور ملایم شمع
تو یک فضای رمانتیک و شاعرانه و لایت موزیک گوش نواز و ...
و تو اولین هدیه
آشناییمون رو همونجا بهم دادی و گفتی این یادگاری رو می خواهی همیشه بعنوان
نماد عشقمون حفظش کنم. گفتی می خواهی همیشه باهام بمونی ، گفتی می خواهی
آینده مون ، دنیای کوچک و قشنگمون و رویاهای شیرینمون را فقط باهم بسازیم . همیشه کنار هم ، همیشه به یاد
هم و با هم . گفتم تا همیشه؟... گفتی نه نشد ! با هم موندن که دیگه
تا
نداره...
فقط
بگو هستی ... ؟ گفتم ، هستم
!...
از
اون عصر چهارشنبه درست 5 سال و 2 ماه و 3 هفته و 3 روز و 18 ساعت و ... می گذره!
تو هستی ... من هم هستم...
تو ماندی... من هم ماندم... با یک دنیا قشنگی و نغمه های خوش زندگی و
تنها تک ستاره آسمون آبی دلمونهمه زندگیمون ، آندیا
...
حالا می خواهم بگم بازهم بمون ... ، باز هم می مونم ... کنار هم
، برای هم تا فرشته کوچولوی گلچهره مون رو به اوج خوشبختی
برسونیم، تا نهایت ... با زهم بگو تا ...نداره! باز هم بگو
...
بابا فرشید عزیز تولدت مبارک
دنیا را برایت شاد شاد و شادی و سلامتی و موفقیت را برایت دنیا
دنیا آرزومندیم.
/ آندیا و مامانش 




در پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٦ - 


، بماند.
برای اینکه حواسش رو پرت کنم بردمش بیرون و یک بچه گربه شیطون رو نشونش دادم و با هم گربه بیچاره رو تعقیب می کرد یم ! تو این تعقیب و گریز نهایتا بچه گربه فرار کرد
و از تیررس نگاه ماهم خارج شد . حالا مشکل شد دو تا ایندفعه آندیا خانوم گربه را می خواست
و از ته دل اشک می ریخت که بیگی (پیشی) منه منه منه ! 



، حالا هی ناز کنین 

خلاصه نهایتا دیدم تو آشپزخانه در ماشین لباسشویی رو باز کرده و نصف تنه اش هم توی ماشینه خانوم
) منو که دید مثل اینکه می دونست کارش خطا بوده ، خندید و یک لنگه جورابش رو هم درآورد انداخت تو ماشین و در ماشین رو بست و اومد شستی روشن و خاموش رو فشار بده 








آندیا اول با روش خودش صداش کرد بعد که دید بابا ، بابا ، فایده نداره و بابافرشید بیدار نمیشه چند تا از اسباب بازیهای سبک و کوچکش رو از روی تخت انداخت روی بابا فرشید

بعد هم صدا تا هزار زیاد میشه 









































بابا فرشید چند بار آندیا رو پشت رول بغل کرده بود (البته وقتی ماشین پارک بود) ولی اخیراٌ آندیا به محض اینکه سوار ماشین میشه فوری میره پشت رول و فرمان را میگیره و خودش رو تکون میده که مثلا ماشین حرکت کنه بعد هم شیشه شور و برف پاک کن و راهنما و بوق و فلاشر و ضبط و ... خلاصه هر شستی که دم دستش باشه روشن می کنه و جیغ میزنه و می خنده و آواز می خونه!



میگم نکنه بچه ام از خانه بدوشی خوشش بیاد و به این کار ادامه بده





















