Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

من و آندیا و یک روز تعطیل

دختر طنازم با شیرین کاریهاش حسابی منو و بابا فرشیدش را از روزمره گی در آورده! نه اینکه بگم کارهامون دیگه یکنواخت نیست ها ولی چنان ریتم قشنگی داره که آدم دلش می خواهد مثل یک قطعه موسیقی روح نواز و خوش آهنگ تک تک نوتهای قشنگ اونو دوباره و صدباره بشنوه
ساعت 6 صبح طبق معمول طلا خانوم از خواب بیدارمون کرد شنگول و پرانرژی . اول فکر کردم شاید دوباره بخوابه ولی آندیا دستهاشو گرفته بود به لبه های تخت و خودشو بلند کرده بود
یعنی که اگر دیرتر رفته بودم سراغش احتمالاٌ خودش از تخت می آمد پایین
خلاصه کارمون در آمد ، اولش چند دقیقه ای تو کریر ماند و کارتون دید بعدش توپ بازی (که البته توپ که به سمتش می آمد می گرفت و هر کاری می کردم ولش نمی کرد ) و قایم باشک و بعد هم کتاب خواندن (ببخشید کتاب خوردن)
از کارای جدیدش بگم که طلا خانوم هر وقت توپ می افته پایین پاش ، توپ را با دو تاپا می آره بالا و بعد با دستهاش می گیره! راستی دخترم برای گرفتن اشیاء دورتر هم حوصله چهار دست و پا رفتن نداره و ترجیح می ده غل بخوره البته نه اینکه از زیرکار دربره ها نه فقط دوست نداره وقتش تلف بشه! دوست داره کارهاشو زودتر تمام کنه و بره سراغ یک خرابکاری (ببخشیدیک کارجدید! ) آخ که من فدای اون شیطنتهای شیرینشم.




+  نوشته شده توسط آنديادر  شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker