Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

گزارش یک پنجشنبه شلوغ




اول صبح که پشت میز نشستم و یک نگاه به دور وبرم کردم ، خودم از وضعیت موجود شرمنده شدم .... چرا ؟.... وسایل آندیا خانوم که پشت سرم قطار شده بود و صندلیم از یک حدی عقب تر نمی رفت ،سه طرف دیگه میز هم وسایل بازی و تحریر و کاغذ و موشک کاغذی و ... همینطور دور وبرم پخش و پلا بود و آندیا هم سرحال وپر انرژی از این اتاق به اون اتاق برای خودش یک تور داخلی راه انداخته بود و هر جا می رفت یک چیزی هم با خودش می آورد . من هم گذاشتم که بچه ام هرچقدر می خواد اعلام استقلال کنه ...نه که میگن اینطوری بچه روابط اجتماعیش قوی میشه... ، من هم تصمیم گرفتم تعارف و رودربایستی رو کنار بگذارم و اصلا امر و نهی الکی به دخملی نکنم. آندیا هم خیلی راحت به همه جا سرکشی می کرد و هر اتاقی هم که درش رو بسته می دید اینقدر در می زد که بالا خره یک در رو برایش باز کنه ، بعد یک چرخی تو اتاق می زد و می رفت ... شده بود عین بازرسهای ویژه ... می خواست ببینه کی کار می کنه ، کی کم کاری می کنه ...




بعداز ظهر هم قراره با عسلی بریم تیراژه سرزمین عجایب ، که با بقیه شیطونکهای وبلاگی حسابی خوش بگذرونن ... چه پوستی ازم کنده بشه تا شب که بریم مهمونی ... 




خلاصه هر کس فکر میکنه محیط کارش داره خسته کننده و یکنواخت و کسالت آور میشه بگه تا بهش یک راه حل تضمینی ارائه کنیم ...





کسی وام و مساعده نمی خواد ... بچه ام خیلی دست و دلبازه ها ...

+  نوشته شده توسط آنديادر  پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker