از اونجاییکه هیچیک از روشهای اختصاصی و پیشنهادی و ابتکاری و ....
و .... برای تنظیم برنامه خواب شیطونک بازیگوش ما موثر واقع نشد
و از هر راهی هم که
وارد شدیم پاتک خوردیم
، تصمیم گرفتیم ، هیچ
اصراری به خواباندن آندیا نشون ندیم و بذاریم هر وقت که خودش می خواد بخوابه
... امممممممما ، صبح
سعی کنیم زودتر بیدارش کنیم تا کم کم شبها زودتر
خوابش بگیره ... این دیگه آخرین فکری بود که به
ذهنمون رسید ...
به همین دلیل دیشب بعد از صرف شام ، کارهای
عقب افتاده و متفرقه خانه رو انجام دادیم و هر از گاهی با آندیا هم بازی می کردم . هیچ
اصرای هم به خاموش بودن چراغها و تلویزیون که نکردیم هیچ ، تازه چندین وسیله
برقی صدا دار هم مشغول بکار بود ... عسل خانوم هم بعد از کلی بدو بدو از این
اتاق به
اون اتاق سر ساعت 10.30 آمد تو آشپزخانه دنبالم گفت به به ... بده ! بعد هم مثل دسته گل شیرش رو خورد
و بلافاصله خوابید ..
. میگم چرا این شیطونک
ما اینقدر غیر قابل پیش بینیه 



در چهارشنبه ٧ آذر ۱۳۸٦ -