این چندمین باره که مطلب می گذارم ولی Save نمیشه!

این مشگل هم دیگه تو وبلاگها یک امر ساده ولی حل نشدنی است! بهر حال کاریش نمیشه کرد . بعداز تعطیلات طولانی هم که خیلی چیزها سخت می شه حتی کارهای روتین و معمولی همیشگی گاهی مشکل بنظر می رسه. حالا فکر کنید به یک شیطونک 7/5 ماهه که تمام عید دور و برش شلوغ بوده و حسابی بازی کرده و گشت و گذار رفته چطوری باید فهماند که دیگه تعطیلات تمام شده و از مامان و بابا تا عصر خبری نیست و مهمانی و مسافرت و تفریح و ... هم تا اطلاع ثانوی تعطیل است!

اونم در شرایطی که طلا خانوم تازه بابا و ماما گفتن را یاد گرفته و مدام تمرین میکنه .

امروز به سختی تونستیم از هم جدا بشیم انگار با چشمهایش می خواست بهم بگه چطور می تونی از م دور بشی؟!

تازه می فهمم اون موقع که هنوز به دنیا نیومده بود و هرروز با خودم میاوردمش سرکار چقدر راحت بودم.
+ نوشته شده توسط

در پنجشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٦ -
نظرات شما ()