Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

طلاخانم ما

چهارمین روز از تعطیلات قشنگ نوروز آندیا را بردیم پارک آبی که مثلا برای طلا خانم تنوع ایجاد کنیم و بازیهای یکنواخت خانگی با اسباب بازیهای تکراری در محیط بسته و ساکت خانه را هم تلافی کرده باشیم. حالا تو راه آندیا چقدر از سرو کول ما بالا رفت و CD پرت کرد و با شیشه بالابر ماشین بازی کرد و از کریر آویزان شد و ... بماند. ما هم خوشحال بودیم که وقتی برسیم طلا خانوم حسابی ذوق زده می شه و از گشتن تو پارک هم حتما لذت می بره ولی هنوز 5 دقیقه از ورود مان نگذشته بود که دیدیم دیگه نه از دسدسی خبری هست و نه از آواز خواندن و ... که متوجه شدیم آندیا از شدت خستگی :


÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
هر کاری هم کردیم که طلا خانوم بیدار شن به نتیجه نرسیدیم شیطونکم آرام و راحت خوابید !


حتی سر وصدا و شلوغی اطراف هم تاثیری نداشت!
ما هم از فرصت استفاده کردیم و ضمن گردش و تفریح و لذت بردن از فضای قشنک اطراف منتظر شدیم تا آندیا خودش بیدار بشه! ولی چه خیال باطلی! طلا خانوم تا غروب هم بیدار نشد ! در عوض شب که برگشتیم آندیا سرحال و پر انرژی می خواست بازی کنه


آندیا در حال پاره کردن بلیت وقتی که بابا فرشید بموقع مچش را میگیره!


فقط ببینین چطوری داره دست بابافرشیدش را میکشه که بلیتو پس بگیره!


آندیا تازگی یک بازی جدید شبیه نون بیارکباب ببر یادگرفته که خیلی هم دوست داره!


اینهم طلا خانوم ما درحال خرید کردن برای خودشون. اول با اسباب بازی حسابی بازی میکنن بعد میخرنش!

بابا این پنگوئن ها چرا تا می خواهی بخوریشون در میرن؟!



این دوربین را اینقدر به من نچسبونین می خورمشها !
+  نوشته شده توسط آنديادر  پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker