از قضا بهار امسال هم که پر رحمت و بارانی بود و عسلکم خیلی زود با این پدیده زیبا و شگفت انگیز طبیعت آشناشد.
پریروز من و مامانی و بابایی آندیا رو بردیم پارک طفلک خیلی خوشش آمده بود! ولی باران دوباره شروع شد و ما رو خیلی زود راهی خونه کرد.
عسل خانوم هم تا شب بهانه گیری کردن که چرا برگشتیم خانه.! 
چندتا از عکسهای قبل از باران و "پس از باران"!

شیطونک شیرین عسل مامان!






خیلی شیرین مامان!


ملوسک طناز مامان


خورشید خانوم خونهء ما

آندیا و لاکی مورد علاقه اش (ممنون خاله مرجان جیگری
!)
عسل مشغول خرابکاری!



در سهشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ -