Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

وروجک ح س ا س!

آندیا از آخرین ماههای دوسالگی اشکال هندسی و رنگهای اصلی رو تشخیص میداد و یکی از سرگرمیهایش تشخیص رنگ و شکل و شمارش اسباب بازیهاشه . اما دیروز موقع خروج از منزل علایقش رو به یک شکل دیگه بروز داد که واقعا برایم عجیب بود ! ... مثلا موقع پوشیدن لباس گفت پیراهن سفیدم رو نمی خوام ... می خوام شلوار صورتی ام رو بپوشم ، چونکه خیلی خوشگله!!! مژه(موقع ابراز علاقه اش به رنگ صورتی کاملا متوجه تغییر حالت من بود و انگار عمدا میخواست واکنش من رو ببینه!زبان) ... و باز موقع پوشیدن جوراب تاکید کرد که جوراب آبی نمی خوام ! جوراب قرمزه ام رو بیار ، چونکه خیلی خوشگل می شم !!! عینک(خیلی برایم عجیب بود که از حالا به فکر خوشگل بودن خودش و لباسهاشه و بعضی رنگها رو بیشتر دوست داره و ابله...) و باز توی مسیر بازگشت با چشمهای نیم باز و خواب آلود بیشتر علایم رانندگی رو با دست نشون میداد و با هیجان خاصی میگفت پدر ببین دایره قرمز ... مثلث آبی ... مربع سبز ... و بعد با یک قیافه درهم  گفت :

  • مامی پس دایره صورتی کجاست ؟ دل شکسته...
  • و اینبار پدرش گفت : چشم دخترم می خوایی دستور بدیم از این به بعد تو  تابلوهای ورود ممنوع بجای قرمز از صورتی استفاده کنن ... چونکه خیلی خوشگله! از خود راضی
  • (با قیافه متفکرانه) متفکر ... پدر من هم  اسنفانه (استفاده) میخوام!! ... عصبانیبریم اسنفانه (استفاده) بخریم! گریه

 

شیطونک در حال شستن سی دی چرا و چیه !!!! (خودش میدونه جای دستهای چرب و چیلی و توپولیش نباید رویش بمونه!)

 

اینهم یک استخر پارتی پاییزی با شرکت وروجکهای شناگر ...

 

چند روز پیش آندیا کل اسباب بازیهایش رو زیر دست و پا پخش کرده بود و دریغ از نیمنگاهی به اینهمه اسباب ریز و درشت .. دایم میرفت و یک چیز جدید از اتاقش میاورد و همون وسط سالن ولو میکرد ناراحت... دست آخرچند تا قابلمه و ظروف سنگین و سبک هم آورده بود وسط معرکه و خلاصه بازار شامی درست کرده بود دیدنی! کلافهجالب اینه که به محض اقدام من برای جمع آوری هرکدوم از وسایلش حسابی شاکی می شد و بسرعت برق همه چیز رو به حال قبل بر می گردوند! عصبانی...انگار آیه نازل شده که همه چیز باید اون وسط باشه!! ... من هم تو یک فرصتی دور از چشمش هرچی دم دستم اومد چپوندم تو کمدش و درش رو هم سه قفله کردم!  ... وروجک هم مثل طلبکارها ظرف چند ثانیه سر رسید ...

  • مامی اسباب بازیهای آندیا کجاست ؟؟؟منتظر
  • نمی دونم ! عزیزم فکر کنم هاپو برده باشه برای نی نی خودش چونکه شما همه رو  از اتاقت آورده بودی بیرون و ریخته بودی روی زمین ... اونهم همه رو برد! دروغگو
  • نه مامی فکر کنم هاپو اسباب بازیهای آندیا رو گذاشته تو کمد !!! ... بیا بریم تو کمد رو ببینیم! از خود راضی
  • تعجبدل شکسته(نمی دونم چرا حنای ما دیگه پیش دخترمون رنگی نداره !!!)  


و ... این شاخه گل زیبا تقدیم به همه دوستای وبلاگی که حال و هوای دلهاشون همیشه بهاریه  قلب

کاش زندگی را سخت نگیریم و برای امروز زندگی کنیم ... زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد. تو نه در دیروزی و نه در فردایی!!!  ظرف امروز پر از بودن توست ... زندگی را دریاب!!!!خیال باطل

+  نوشته شده توسط آنديادر  دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker