Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

حس مادرانه!

نمیشه گفت حس خوبیه یا نه !

اینکه ببینی وروجکت اینقدر بزرگ شده که دیگه تنهایی می ره مهمونی! ... که دیگه بدون تو می ره گردش بی اینکه سراغی هم از تو بگیره !!! و تو نگران و مضطرب برنامه هر لحظه اش رو با تلفن دنبال کنی که اون سرخوش وبی اعتنا به تو پای تلفن فقط یک نه! تحویلت بده! دل شکسته

اینکه هر وقت به شیطونکت بخاطر کار اشتباهش تذکر بدی و از چیزی محرومش کنی ! با عشوه و ناز بیاد سراغت و بگه می خوام بوست کنم مهربون شی! با هم دوستیمم!!! ... اما ... هنوز هیچی نشده دوباره همون کار ممنوعه رو تکرار کنه!!! منتظر

اینکه هر وقت تو یک جای رسمی بخوایی با شیطونکت غذا بخوری حسابی از خجالتت در بیاد و برخلاف همیشه به کل محتویات میز ناخنک بزنه و با دست از توی بشقاب بقیه غذا برداره و همه رو با هم قاطی کنه! ... اونوقت توی خونه خیلی محترمانه بپرسه میشه تکه آخر گوشتم رو با دست بردارمممم؟؟؟؟ اوه

اینکه هر وقت هوس کنی بغلش کنی و تمام حواست رو از حس قشنگ بودنش پر کنی بغلمثل بچه آهو از دستت فرار کنه! اما ... هر وقت دستت بنده و از هر انگشتت یک کیسه آویزونه و به سختی قدم بر میداری . چهار چنگولی بچسبه به پاهات و یکریز گریه کنه که مامی بغلللللللللللللل! گریه

اینکه هر وقت می خوایین برین بیرون و حسابی هم عجله دارین به اصرار بخواد لباسهای خواب و راحتی خونه اش رو بپوشه و آخر شب که می خواد بخوابه بزور لباسهای مجلسی و مهمونیش رو یک به یک جلوی آینه امتحان کنه!! مژه

اینکه هر وقت بهش میوه تعارف کنی بگه الان می خوام مسواک بزنم و هر وقت بگی بیا مسواک بزن باید بخوابیم! بگه برام خیار پوست بکن! عصبانی

... دیروز برای وروجک سیب خورد کردم که شاید حین بازی  با کلک  یک تکه بخوره ! ...

  • مامی سیبش پوست داره ... پوستش رو بگیر! از خود راضی(فکر کردم شاید با پوست بهتر بخوره!) 
  • (برایش یک سیب قرمز و خوشگل پوست گرفتم!) بفرمایین اینهم سیب پوست کنده !
  • مامی رویش نمک هم بزن!! قهر
  • (به حق چیزهای نشنیده !! ) دخترم خیار نیست که نمک بزنی! اوه
  • بده خودم بریزم! عصبانی.... (با یک نمکدون خالی راضیش کردم ! ...) حالا چنگال هم بیاررر! از خود راضی
  • اینهم چنگال ... بفرمایین !
  • موز هم میخوام!
  • چشم !!! این هم موز ! (تکه های سیب و موز زیر حملات پیاپی چنگال  بی رحمانه سوراخ سوراخ و گاهاٌ به اطراف پرتاب شدن) اگه نمی خوری ، بشقاب رو بده  ببرم! 
  • دارم درستش میکنم . خورد بشه بعد می خورممم! مژه
  • (یک ربع بعد میوه های لهیده و تغییر رنگ داده شده همچنان توی بشقاب هم میخوردن!) آندیا چکار میکنی؟؟؟ همه رو له کردی!منتظر
  • مامی می خوام با قاشق بخورم !!! از خود راضی
  • (این مارمالاد ترشیده رو باید هم با قاشق خورد! ناراحت) باشه ... اینهم قاشق!! منتظر

... 5 دقیقه بعد ...

  • پس چرا نمی خوری؟؟؟ بازنده
  • مامی میشه با دست بخورمممم؟؟؟ سوال
  • کلافه با دست بخور کلافه ، با پا بخور عصبانی، باسربخورعصبانی ، فقط بخورررر! منتظر ... نع! اصلا نمی خواد بخوری! دل شکستهدیگه هم میوه نداریم!!! آخ
  • نه نه نه !... می خوام بخورمممممم! گریهسیب می خواممممم! گریه

 

+  نوشته شده توسط آنديادر  یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker