![]() | ![]() |
اینهم چند تا از عکسهای آندیای من که چند روز پیش با دوستش رفته بودن پارک ملت! این دوست جونش که فقط 8 روز از آندیا بزرگتره اسمش آنیتاست. و مامانش دوست دوران دانشگاهی منه. جالبه که نی نی هامون هم با هم به دنیا اومدن و یکدفعه زندگی هامون عشقولانه شد.




ببینین بلدم ماکارونی بخورم!

باز هم که منو تعقیب کردیدن!



باز هم که منو تعقیب کردیدن!


تازه از خواب پاشدم بعدا بیایین!


خوب بزرگ شدم مثل خانومها روی مبل میشینم بده؟

ببینین چطوری با پاهام پل می زنم!


بابا اینقدر دنبال من نیاین!

خوشگلم دیگه نه؟ مامانم که خیلی ازم تعریف می کنه!

با همه چیز بازی با پلو هم ...! بازی؟

بابا فرشید بعد از2ساعت 4دست و پا رفتن! معلومه نه؟

دارم میرم حموم آب بازی! هورا!

ژستم چطوره؟

زیبای خفته!

بادکنک زرد هم داشتم!

ببینین چطوری با پاهام پل می زنم!


بابا اینقدر دنبال من نیاین!

خوشگلم دیگه نه؟ مامانم که خیلی ازم تعریف می کنه!

با همه چیز بازی با پلو هم ...! بازی؟

بابا فرشید بعد از2ساعت 4دست و پا رفتن! معلومه نه؟

دارم میرم حموم آب بازی! هورا!


ژستم چطوره؟

زیبای خفته!

بادکنک زرد هم داشتم!




در سهشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦ -