البته یک مدت برای وارد شدن به سایت مشکل داشتیم . بزودی یک تاریخچه جامع و کامل از فسقلی شیطونکم براتون تو سایت می گذارم. آندیا ی شیرینم فردا 5 ماهش تموم میشه و من هنوز باور ندارم که این عروسک شیرین و معصوم و دوست داشتنی که هر روز یک شیرین کاری تازه داره مال ماست
. میتونیم بوسش کنیم ، میتونیم لوسش کنیم ، می تونیم نازش کنیم ، میتونیم هر چی بخواهیم یادش بدیم و هرطوری بخواهیم پرورشش بدیم. وای خدا جون چه مسئولیت سنگین و قشنگی.
تازگیها وروجک ناناز من اینقدر ورجه وورجه
می کنه که من و بابا فرشیدش موقع پوشک کردنش باید کلی شکلک در بیاریم و بخندونیمش که خانوم خانوما چند دقیقه که نه چند ثانیه بهمون فرصت بدن. 
غلت زدن هم از کارای مورد علاقه و جدید عسل خانومه ، سعی می کنه با چرخیدن ، خودشو به اجسام رنگی دوروبرش برسونه و هر چی بدستش می رسه یکراست بگذاره تو دهنش !

و لثه اش رو بماله ، نکنه داره دندون در می آره یعنی ممکنه به این زودی ...؟!
مدتهاست که دیگه جلوی آینه نمی رم یا اگر هم برم دیگه به چهره خودم نگاه نمی کنم ، فقط به صورت مثل ماه دخترم نگاه می کنم که با تعجب و هیجان زیاد می خواهد تصویر توی آینه را بگیره و باهاش حرف بزنه وای که چه خنده شیرینی داره. عسلم رابطه اش با بابا فرشیدش خیلی خوبه یک طنازی و عشوه گری براش می کنه که نگو . می بینین از همین حالا می دونه چطور باید دلبری کنه.

خاله مرجانش هم می گه روز به روز داره خوشگل تر می شه! !!! من هم کلی ذوق می کنم



در سهشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٥ -