Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

به روایت تصاویر

بهار (به کسر ر) زمستانی 88

نمی دونم چرا زمستون پارسال رو از در که بیرون میکنیم از پنجره برمی گرده عینک...

 

تا میای لباسهای بهاره رو بذاری دم دست نسیم خنک بهاری جایش رو به باد و طوفان و تگرگ میده !!! متفکر

 

 

... اینجا تهران است ... هوای کانادای شمالی نیشخند

 

عروس و دامادهای فینگیلی جینگول مستون !

 

بگم کجام ؟؟؟؟!


پارک ملت!

 

 

آندیا در کنار هاپ هاپو خان ... لواسان


پ ن : 4 تا کتاب برای دخملک می گیری اما فقط یکیش را رو می کنی!چشمک و بقیه رو جایی مخفی مکنی تا بعدا بعنوان پاداش گفتار و کردارنیک نیشخند یک به یک بهش اهدا کنی! ...

... نیمساعت بعد ...

آندیا : مامی من خیلی دستم از شما ناراحت میکنه ! از خود راضی

من : هان ن ن ن ... چی مامانم؟

آندیا : دلم ناراحت میکنه دیگه !!! ناراحت

من : دلت درد میکنه؟؟؟؟

آندیا : (با یک حالت قشنگی که عشوه و ناز تویش موج می زنه! ...) چند بار بگم آخهههه! زخمم نیومده که درد کنه! ... ناراحتم اومده! عصبانی

من : متفکر آهان پس از دست من ناراحتی! خوب چرا ناراحتی مگه چی شده ؟؟؟ سوال

آندیا : آخه یادت رفت کتابهای تازه ام رو قایمشو پیدا کنی؟؟؟؟؟؟ گریه

من : کدوم کتابها ؟؟ تعجب

آندیا : همون کتابهای تازه ام که  گذاشته بودی تو کمدت دیگه ! بیا با هم دیگه قایمشو پیدا کنیم !!! منتظر

من : یک ماچ و دو ماچ و سه ماچ و بغل ... ! بعد می چلونیش  و می چلونیش ... بعد زیر گلویش و دستهای توپولیش ... بازهم انگار نه انگار که نه انگار ! 

 ... اینکه گفتار و کردار  کی درست نبوده/بوده همچنان درحال بحث و بررسی است ...متفکر
 

+  نوشته شده توسط آنديادر  سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker