تک ستاره آسمون دل ما اینقدر شیطون شده که گاهی چند نفری هم نمی تونیم لباس تنش کنیم یا وقتی هم تنش می کنیم اونهم بیکار نمی مونه و دوباره لباس رو از تنش درمیاره. دیروز موقع جوراب پوشیدن طبق معمول فرار کرد و لنگه دیگه جوراب رو هم که با مکافات پاش کرده بودم درآورد، منهم برخلاف همیشه دنبالش نرفتم و سرم رو به یک کار دیگه گرم کردم چند لحظه بعد آندیا اومد نشست جلوم و در حالیکه تو چشمهایش یک برق مخصوصی از شیطنت موج می زد یکی از جورابهاشو داد بهم و و اون یک رو هم می کشید روی پاهاش که مثلا دوباره پاش کنه! مثل اینکه می خواست باهام آشتی کنه منهم بغلش کردم و حالا نماچ کی بماچ اونهم جورابو ورداشت گفت : No , NO .NO! (اینهم از مزایای تلویزیون - بجای نه! !No)
+ نوشته شده توسط

در پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦ -
نظرات شما ()