Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

یادم باشه ... یادت باشه!

آسمان صاف وشب آرام بخت خندان و زمان رام! ...  ... همه دل داده به آواز شباهنگ !!! ... می گن این بغض سنگینی  که تو گلوها قلمبه شده ... یاد همه چیز رو محو کرده ...  خوش به حال زندگی که هیچوقت یادش نمی ره باید نفس بکشه !! ...

  • کماکان با اینترنت فرتوت و اونترنت پوسیده دست به گریبانیم! و تو بیشتر با این افکار درگیری که کاش طفلکت به این زودی بزرگ نمیشد ... کاش چهره سرد تلخیها کمی دیرتر از پشت غبارهای کهنه سر بر می آورد! ... کاشکی بهار ، راستی راستی بهار بود!!!!!!!!! ... بازهم رگبارهای تند و نسیم خنک ... هوای مه گرفته و آسمون بغض آلود ...  هنوز لباسهای بهاره دخملک رو درست و حسابی تنش نکردی!!!!! ... 


 

  • دخملک در آستانه 34 ماهگی به سرعت در حال تغییره ! ... منطقی تر شده و سر سخت تر البته! ... خواسته هایش رو با جدیت بیشتری دنبال میکنه ... قابلیتها و توانایی هایش رو بیشتر از قبل شناسایی می کنه ... با دست چپ انگشتهای دست راستش رو لاک می زنه ... خیلی راحت کلید رو تو قفل درکمدها می چرخونه و به نبایدها دسترسی پیدا میکنه ... بیشتر غذاهای آشنا رو به اسم می شناسه و ترکیباتش رو میدونه مثل دیشب که پرسید : "مامی سبزی داری برام کوکو درست کنی؟"

 

 

  • هنوز ده دقیقه از نظافت کلی نگذشته ، کل اتاقش شده بازار شام !! با صدای بلند صدایش میکنی و میگی تا همه چیز رو درست و حسابی جمع نکنه از پارک خبری نیست ! بعد هم ازش قول می گیری که دیگه کارهای بد نکنه ! ( ساعت مچی پدرش رو با چسب چسبانده  به دیوار که تو اتاقش ساعت داشته باشه!!!!) ... وروجک با چهره درهم و از سر نارضایتی وسایل رو در کمال بی میلی از روی زمین بر میداره و در پاسخ تنها یک جمله میگه! : " مامی شما هم قول بده دیگه کارهای بد اخاخی (بداخلاقی) نکنی !!!!!! "
  • تو فکری! ... اما مشغول کار ... اینقدر در افکارت غرق شدی که اولش متوجه حضور دخملک حساست نمیشی که داره با دقت نگاهت میکنه! ... وروجک میاد جلو و در تیررس نگاهت می ایسته و میگه مامی بغل!!!!!! بغلش که میکنی ...  میگه حالا بخنددددددد! یک پوزخند زورکی هم  تحویلش میدی! ... اینبار هوشمندانه با نگاهی عاقل اندر سفیه انه میگه : " اینجوری نه مامی اببل (اول)اخمت رو کنده کن ! بعد  شادیتو خنده  کن! ...  " (هنوز لبریزی از انرژی مثبت ، با یادآوری این مکالمه دیروز دخملک ...)
  • ... به طفلکم ...
    1. یادم باشه حواستو پرت بکنم تا بگذره! ... یادت باشه بزرگ  می شی زندگی شیرین تر میشه ؟!!
    2. یادم باشه دنیاتو شاد کنم برایت  ... یادت باشه هر چیزی رو ضبط نکنی  با اون چشمهایت ...
    3. یادم باشه فرداهاتو باید تضمین کنم برایت !؟ ... یادت باشه هر چی بخوایی همون میشه پس کم نخواه با اون دل پر از صفات !
    4. یادم باشه هنوز نگرانم برایت   ... یادت باشه زندگی شیرینه و شاد !!
    5. یادم باشه ... یادت باشه ... دروغ نگیم ، به همدیگه! ...



    +  نوشته شده توسط آنديادر  شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸    -  نظرات شما ()
    DaisypathNext Anniversary Ticker