Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

عصر بارونی تو خونه!

نمی دونم شازده خانوم ما چرا اینقدر به صدای زنگ تلفن و در حساس شده . وقتی صدای زنگ در بیاد سریع میاد سمت آیفون که ببینه کی پشت در در هر حال هم شاد میشه و دسدسی می کنه حالا چه بابایش پشت در باشه چه متصدی خواندن کنتور برق و رفتگر شهرداری... به هرحال خانوم ذوق می کنه که زنگ در به صدا در بیاد بعد هم میره قایم میشه که مثلاٌ با طرف دالی بازی کنه ! حالا میهمان باشه ، غریبه یا خودی دیگه برای عسل ما فرقی نمی کنه ، اما تا اینجاش چندان مسئله ساز نیست مشکل از جایی شروع میشه که کسی زنگ در را بزنه ولی بالا نیاد، یعنی لزومی نداشته باشه که بیاد (مثل پستچی یا اصلاٌ یک بنده خدایی که از قضا زنگ رو اشتباه زده..) دیگه مگه خانوم ول میکنه! اول کلی منتظر میمونه تا طرف بیاد بالا بعد بهانه می گیره که خودش بره دم در یا تو حیاط که ببینه جریان چی بود؟ بساطی داریم ما با این ناناز عسلی (این لقب رو هم خاله جی بهش داده)


Peek - A- Boo


کی میاد با من قایم باشک بازی کنه!

لباسهای آندیا رو تنش کردیم که بریم پارک رعد و برق و بارون و طوفان شروع شد. می خواستیم جریان زنگ در یادش بره ناچار بردمش دم پنجره که بارون رو نگاه کنه . همش چشمش به آسمون بود و هر بار که طوفان شدید می شد با تعجب می گفت دده ، دده ، دده ، یعنی که بریم بیرون.
 
 
create your own slideshow
+  نوشته شده توسط آنديادر  یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker