نمی دونم چرا بیشتر روزهای تعطیل آندیا زودتر از همیشه بیدار باش میزنه
انگار میدونه اونروز تعطیله. دیروز بابا فرشید خسته و کوفته پایین تخت آندیا خوابش برد.
آندیا اول با روش خودش صداش کرد بعد که دید بابا ، بابا ، فایده نداره و بابافرشید بیدار نمیشه چند تا از اسباب بازیهای سبک و کوچکش رو از روی تخت انداخت روی بابا فرشید
تا بالاخره بیدارش کرد بعد هم تا آخر شب با هم بازی کردن 

خوبه که بابا فرشید زود بیدار شد وگرنه لابد بعدنوبت عروسکهای بزرگتر می رسید

نمی دونم این جوجه طلای ما از کجا فهمیده که باید کنترل را جلو ی تلویزیون بگیره تا عمل کنه.
اول کانال عوض میشه ،
بعد هم صدا تا هزار زیاد میشه 

البته بچه ام تا بهش بگی نه نه! زود کنترل رو دو دستی تقدیم می کنه
انگار میدونه اونروز تعطیله. دیروز بابا فرشید خسته و کوفته پایین تخت آندیا خوابش برد.
آندیا اول با روش خودش صداش کرد بعد که دید بابا ، بابا ، فایده نداره و بابافرشید بیدار نمیشه چند تا از اسباب بازیهای سبک و کوچکش رو از روی تخت انداخت روی بابا فرشید
تا بالاخره بیدارش کرد بعد هم تا آخر شب با هم بازی کردن 

خوبه که بابا فرشید زود بیدار شد وگرنه لابد بعدنوبت عروسکهای بزرگتر می رسید

اول کانال عوض میشه ،
بعد هم صدا تا هزار زیاد میشه 



وقتی زیاد از آندیا عکس می گیریم دستهاشو اینطوری می گیره جلوی صورتش 


دیروز داشتم به آندیا یاد می دادم انگشتهاشو یکی یکی بشمره ، بلکه یک کوچولو سر گرم بشه و اینقدر نره سراغ کامپوتر و کتابخانه




پنجشنبه خاله جی و مامانی آندیا رو بردن بیرون(آخه مامانی مجبورند هر جا که کار دارن با آندیا برن
) و براش یک استخربادی با تیوپ و یک توپ بزرگ خریدن که البته آندیا فعلا بدون آب توش بازی میکنه (هنوز نرسیدیم براش آب پر کنیم
) روزی چند صد بار هم میره تو استخر ومیاد بیرون هر بار کلی خرت و پرت هم با خودش می بره و میاره
فیلمش رو تو پست بعدی میزارم. دست مامانی و خاله جی درد نکنه سلیقه شون مثل همیشه بیست بیست
) و براش یک استخربادی با تیوپ و یک توپ بزرگ خریدن که البته آندیا فعلا بدون آب توش بازی میکنه (هنوز نرسیدیم براش آب پر کنیم
) روزی چند صد بار هم میره تو استخر ومیاد بیرون هر بار کلی خرت و پرت هم با خودش می بره و میاره
فیلمش رو تو پست بعدی میزارم. دست مامانی و خاله جی درد نکنه سلیقه شون مثل همیشه بیست بیست


در شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦ -