Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

چقدر جالب!

دیروز داشتم تو اتاق آندیا لباسهای تمیزشو جمع می کردم و میگذاشتم تو کشو ها و کمدش ، آندیا هم بازی می کرد و آواز می خوند ،  وسط کار تلفن زنگ زد ، رفتم گوشی رو بردارم ، وقتی برگشتم به فاصله 30 ثانیه تمام لباسهای تا شدهء داخل کشو ها روی زمین پخش بود.... خودش هم می خندید و  لباسها رو با خودش از اتاق می برد بیرون ، من هم رفتم دنبالش و به علامت اعتراض  لباسها رو ازش گرفتم.  دیدم  باز چند تا دیگه از لباسها رو برداشت و با شتاب ( چهار دست و پا) رفت سمت آشپز خانه و لباسها رو انداخت تو ماشین بعدهم  دستش رو گرفت به ماشین و بلند شد روی نوک پاهاش ،   درماشین لباسشویی رو بست (خوبه که چفت نشد)، کلید روشن/خاموش رو هم فشار داد و نشست جلوی ماشین وبا شوق و ذوق زیاد دسدسی می کرد ... سریع ماشین رو خاموش کردم که لباسها رو دربیارم،  تازه فهمیدم که غیر از لباسها ، کیسه پودر ژله  و ... وایییی تیوپ چسب رازی با در باز و پماد ویتامین آ که تا چند لحظه پیش همه روی ماشین لباسشویی بود حالا توی ماشینه.

-  بعد از ظهر دیدم خیلی کار دارم آندیا رو گذاشتم تو تختش و یکسری از اسباب بازیهای مورد علاقه اش رو هم گذاشتم که باهاشون سرگرم بشه ، هر چند دقیقه هم بهش سر می زدم یا باهاش حرف می زدم، معمولا هنوز 10 دقیقه نشده خسته میشه و ماما ... ماما.. رو سر می ده که یعنی منو بیار پایین! اما اینبار وقتی رفتم تو اتاقش سه تا بالش توی تختش رو گذاشته بود رو هم و رفته بود روی بالشها وایستاده بود ، شیشه آبش رو گذاشته بود روی لب عروسکش که روی میزبالای تختشه و (به سختی و با حالت ایستاده) مثلا بهش  می می (شیر) می داد و باهاش حرف می زد ، دلم می خواست تو این حالت ازش فیلم بگیرم ولی با دیدن من تعادلش روی بالشها بهم خورد و با باسن افتاد روی بالشها ، جالبتر اینه که بعد شیشه آب رو برداشت که خودش هم آب بخوره بچه ام!

- عصرآندیا رو آماده کردم که با هم بریم پارک ، مو هایش رو هم برس کشیدم و با یک گل سر هم رنگ لباسش جلوی موهاشو جمع کردم ، آندیا هم بلا فاصله برس رو ازم گرفت و چهار دست و پا رفت سراغ اردکش و گل سرش رو از سرش کشید و گذاشت روی منقار اردکش و بعد هم تند تند پاهای اردک بی نوا رو برس می کشید.


+  نوشته شده توسط آنديادر  یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker