Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

تنبیه یا تشویق مسئله این نیست!

از خیلی پیشتر ،‌از همون موقع که حرف زدن رو دست و پا شکسته شروع کرد ، هیچوقت به تنبیه واکنش مثبت نشون نمی داد حالا تو هر شکل و نوعش که می خواد باشه ... محرومیت ؟ اصلأ برایش مهم نیست ! ... گرفتن اسباب بازیهای مورد علاقه اش ؟  اول می پرسه چه موقع می تونه پسشون بگیره و بعد در کمال خونسردی دوره محکومیت رو پشت سر می گذاره!‌ ... صندلی تنهایی یا محدوده حفاظت شده ؟‌ خیلی راحت باهاش کنار میاد با خوندن شعر و تماشای منظره اطراف؟!! (آخرین بار پرسید میشه کتابم هم با خودم بیارم رو صندلی تنهاییم؟) ... تشویق هم که کلأ جواب نمیده! چون هیچ چیز رو به خواسته اصلی خودش ترجیح نمیده ...

نگهبان اداره بهش میگه اگه همه دکمه های آسانسور رو بزنی دفعه بعد باید از پله ها بری بالا ! ... وروجک در کمال خونسردی می گه  :" اول دکمه ها رو می زنم بعد  دوست دارم تو پله ها بدو بدو کنم!"

تلویزیون خاموش میشه و از دیدن سی دی مورد علاقه اش محروم میشه  تا وقتی میوه اش رو بخوره!  ... اونوقت  ظرف میوه رو پس می ده و میگه : "اصلا نمی خوام سی دی ببینم! می خوام بخوابم!"

پ ن ١ :‌ از اونجاییکه تمام تیرهامون به سنگ می خوره یک قانون نه چندان تازه می گذارم : "اگه شما به حرفم گوش نکنی من هم به حرفهایت گوش نمی کنم!" این یکی خیلی خوب جواب میده ! الان دیگه همه چی آرومه !   ... 

پ ن٢ : صبح در نهایت عجله و دیرکردنهای هر روزه می گه : " نمی خوام کفش بپوشم می خوام با دمپایی بیام بیرون!"  می گم نمیشه!! ... می گه : " اگه شما به حرفم گوش نکنی من هم ... !" زود حرفشو قطع می کنم و می گم چی گفتی ؟؟؟؟ درست نشنیدم؟؟؟ ... با خنده لبهایش رو میاره نزدیک گوشم و می گه : " می خواستم بگم میشه امروز با دمپایی به حرفهاتون گوش کنم نه با کفش؟!!!"


+  نوشته شده توسط آنديادر  دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker