
آندیای خوش خوراک!

این هفته واقعا گرفتار بودم و نشد به موقع آپ کنم . آندیا هم داره بسرعت تغییر می کنه بعضی وقتها فکر میکنم هر لحظه که ازش دورم یعنی از دست دادن یک شانس قشنگ دیگه. لحظه های شیرینی که به هیچ قیمتی نباید از دستشون داد.

دیروز آندیا پیش مامانی و خاله مرجانش بود وکلی شیرین کاری جدید ارائه داد مثل گرفتن نوک انگشت پا هاش با دستهایش و قل خوردن از این سر تخت به اون سر تخت والبته در این قل خوردن ها ضمن برخورد با موانع سعی می کرد با فشار سر مانع را از سر راه برداره
در غیر اینصورت اینقدر با غرولند توجه اطرافیان را جلب می کرد تا بالاخره بلندش کنن سر نهار هم
بجای خوردن شیر ، عسل خانوم ترجیح دادن عدس پلو بخورن


فکر می کنم باید هرچه زود تر دادن غذا رو شروع کنم واگرنه عسلم هرچی دم دستش بیاد می خوره!



در چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥ -