- هنوز وقتی یک صفحه سفید و یک پاستل رنگی بدی دستش دوست داره با شدت و قدرت تمام کل صفحه رو رنگی کنه و پر از خطوط درهم و به هم پیچیده ، با این تفاوت که گاهی یک طومار توجیه و تفسیر بدنبال هر خط میاد ...
- هنوز وقتی خوابه تمام اتاقش پر میشه از عطر خاص نفسهای گرم و شیرینش و اگه نزدیکش بشی یک ملقمه گیج کننده و مست کننده هم بهش اضافه میشه که مال زیر گلویش و پشت گوشهای نرم و نازکشه ... (کاش می شد این تلفیق رو تو یک شیشه حبس کرد!)
- هنوز وقتی اسم حمام و دوش گرفتن میاد ... برق از چشمهایش می پره و پا می گذاره به فرار که " نه نمی خوام تمیزم!"
- هنوز وقتی با تلفن صحبت می کنی ، کلافه میشه ، خسته میشه ، پر صر و صدا میشه ، از کنترل خارج میشه ، از حالت تعادل خارج میشه ... نهایتا هم مخاطب اصلی ، خودش میشه!
- هنوز هم عاشق جنب و جوش و تحرکه ... بین نشستن و دویدن ... ماندن و رفتن ، ایستادن و پریدن ، دیدن و دیده شدن ... گزینهء دوم رو انتخاب می کنه !
- هنوز هم اوج احساساتش رو از سه طریق نشون میده ... خنده ، گریه ، جیغهای بنفش!
- هنوز هم پر استفاده ترین واژه ، تو دامنهء لغاتش یک کلمهء دوحرفیه : نع!
- هنوز هم دوست داشته شدن برایش مهمتر از دوست داشتنه ! ... هنوز هم کانون توجه بودن برایش در الویت اوله !
- هنوز هم هیچی به اندازه با هم بودن من و اون رو خوشحالتر نمیکنه ...


+ نوشته شده توسط

در چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ -
نظرات شما ()