باورم نمیشه اون موجود کوچولوی مموشی که حتی دست و
پایش رو به سختی حرکت می داد
و چشمهای معصوم وکنجکاوش تنها
محتاج توجه و محبت ما بود ، داره کم کم استقلال
پیدا میکنه
، نظرش رو به ما تحمیل میکنه...
مخالفتش رو اعلام می کنه
، رو خواسته هایش پافشاری می
کنه
، اگه دلش بخواد بهمون می خنده ،
اخم
می کنه ،
اعتراض می کنه ،
جلب توجه می کنه ...
وایییییی خدای من حالا دیگه 6 تا هم دندون داره و می تونه بدون کمک ما
حتی روی پاهای خودش وایسه البته ظرف یکی دو دقیقه خسته میشه و میشینه) می
تونه نانای کنه
، حالا با
هر موزیکی شد فرقی نمیکنه! 
، نظرش رو به ما تحمیل میکنه...
مخالفتش رو اعلام می کنه
، رو خواسته هایش پافشاری می
کنه
، اگه دلش بخواد بهمون می خنده ،
اخم
می کنه ،
اعتراض می کنه ،
جلب توجه می کنه ...
وایییییی خدای من حالا دیگه 6 تا هم دندون داره و می تونه بدون کمک ما
حتی روی پاهای خودش وایسه البته ظرف یکی دو دقیقه خسته میشه و میشینه) می
تونه نانای کنه
، حالا با
هر موزیکی شد فرقی نمیکنه! 
و ما در این میان هر لحظه عاشق
تر و
شیداتر از قبل ، سرمست از عطر خوش
نفسهایش
، هنوز باور نداریم که این خوشبختی
بی حد و مرز چطو ر بهمون روکرد ... عزیز دلم همه اینها و خیلی چیزهای دیگه رو مدیون وجود تو تک ستاره آسمون
دلمون هستیم که زیبایی و
شیرینی زندگیمون رو دو صد چندان
کردی و اومدی که ... باشی
.

طلا خانوم دوست داره هر چی می خوره به الیزابت هم بده !



در سهشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦ -