Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

برخورد نزدیک نی نی گولوهای وبلاگی...

بالاخره طلسم شکست و من هم آندیا رو آوردم سر قرار وبلاگی... حالا چه بساطی داشتیم تا من از سرکار با آقای پدر قراربگذاریم که آندیا رو از خونه مامانی بیاریم... بماند. عسل خانوم هم یک ذوقی می کرد ، انگار فهمیده بود امروز یک خبرهاییه ، اولش خیلی غریبی می کرد و لی بعد از سرسره برعکس می رفت بالا و همون بالا می موند و هرکاریش هم می کردم نمیومد پایین و تو اون شلوغی دستهایش رو محکم می گرفت به دو طرف سر سره و تا می خواستم بیرمش پایین جیغ می زد که نه نه نه نه... ! حیف که اینقدر درگیر آندیا بودم که نشد زیاد از بقیه بچه های گل عکس بگیرم . آندیا که اینقدر خودش رو خسته کرد ه بود زود خوابش برد ... به هرحال یک روز فراموش نشدنی و قشنگ رو با مامانها و بچه های ناز وبلاگی داشتیم جای همه اونهایی هم که نتونستن بیان واقعاٌ خالی بود...


Cool Slideshows
+  نوشته شده توسط آنديادر  دوشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٦    -  نظرات شما ()
DaisypathNext Anniversary Ticker