زندگی ...

زندگی همینه دیگه ... یکروز از خواب پا می شی می بینی دخترکت بالای سرت نشسته و داره موهات رو نوازش میکنه ، آروم و بی صدا ! بعد ، وقتی چشمت به چشمهای پر برقش تو اتاق نیمه تاریک می افته ، هیچی نمی گه!‌ هیچی! فقط یک لبخند معنی دار و یک نگاه مهربون ... بعدش کلی ذوق می کنی  و سورپرایز می شی از اینهمه حسن خلق و یادت می افته که زندگی چقدر شیرینه! ... از اتاق که میای بیرون ورق بر می گرده انگار ... اثر انگشتهای دخملک با رنگ انگشتی  روی مبلها و تلویزیون ! ... سی دی هایی که ولو شده روی زمین و معلوم نیست چی به چیه! ...  یک جعبه کامل دستمال کاغذی که معلوم نیست چقدر وقت صرف ریز ریز شدنشون شده تا کف اتاق رو کاملأ فرش کنند ... دخترک بازهم لبخند می زنه و منتظر عکس العمل تو می مونه ... خوب که چی ؟ تو هم تا ده می شمری بعدش لبخندش رو با لبخند جواب میدی و بعدش حسابی سرگرمش میکنی برای اصلاح خرابکاریها ... زندگی همچنان شیرین می مونه اما ...

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان کسری

وای سخته هیچ عکس العملی نشون ندی. اینجور موقع ها کسری هم تو چشمام نگاه می کنی تا ببینه ناراحتم یا نه و اگر اخم رو تو صورتم ببینه سریع قهر میکنه و اینجوری دست پیش می گیره[چشمک]

نسیم مامان آرتین

واییییییی!!!! واقعا که ان کوچولو ها میدونن چطور مامانهاشون رو مثل موم تو دستشون نگه دارن!!![قهقهه][خنده]

یاسمن

[گل] آفرین به شما و صبروتحملتون [گل]

سوری مامان عسل

سلام خانومي. قربون اين دخمل باهوش كه با مهربوني خرابكاريهايش رو جبران مي كنه. يه عالمه بوووووووووووووووووس[ماچ][بغل]

[گل]

[گل]