دختری از جنس بلور

شروع 4 سالگی معمولأ با خیل عادتهای ترک شدهء کودکانه همراهه و احساس بزرگ بودن و شبیه شدن به مادر و پدر ... 4 سالگی یعنی شروع خاطراتی که تاثیرش می تونه تا پایان عمر با آدم باشه ... یعنی سنی که بیشتر از هر دوران دیگه ای قابلیتهای یادگیری درش به اوج می رسه ، یعنی عطش سیری ناپذیر برای دانستن و آموختن ... یعنی تو بگو ، تا من بپرسم! ... یعنی  تکرار هر آنچه دیده و شنیده شده ...  یعنی هنوز صندلی وسط رو برام خالی بگذارین!

شیطنتهای کودکانه همچنان به قوت خود باقیه ، هنوز با کارهای جدی که مستلزم یکجا نشینی و تمرکز طولانی باشه میانه خوبی نداره ...

همچنان بازیهای پر تحرک و پر سر و صدا رو به بازیهای فکری که تویش دقت و ظرافت لازم باشه ، ترجیح می ده !

مثل قبلنها تو بازیهای گروهی دنبال آوانتاژ و بل گرفتن و جر زدنه ! ...

با قانونمداری هنوز مشکل داره و هر جا بتونه از مدار خارج میشه هر چند که بایدها رو کم و بیش قبول داره !

مفهوم مشارکت رو به روش خاص خودش می شناسه ، مال من و تو نداره ، فقط من تعیین می کنم کی از چی استفاده کنه!

در عوض ... باید مادر یک دخترک پر شر و شور 4 ساله باشی تا بفهمی ...

داشتن یک رقیب دائمی و بدون قید شرط که خواسته هایت رو قبل از خودت بشناسه یعنی چی ...

داشتن یک مصاحب از جنس خودت که بدون هماهنگی و وقت قبلی ازت استقبال کنه و اشتباهاتت رو به رخ نکشه یعنی چی ...

حضور یک جفت چشم کنجکاو که هر کفش و لباس تازه و تغییر ظاهری از نظرش دور نمونه و همیشه آماده تعریف و تمجید باشه چه حسی داره ...

حضور یک فرشته سراپا احساس که کوچکترین حالات روحی پدر و مادرش رو زیر نظر داره و اصولأ اجازه نمی ده کسی تو خونه به اون یکی انرژی منفی بده  چقدر موثره ! عجیب نیست اگه بی مقدمه بپرسه : چرا جواب مامان رو بلند دادی! یا چرا به پدر نخندیدی! ...

و گرفتن دستهای ظریفی که بزودی میشه  تکیه گاهی محکم و پشتوانه فرداهایت چقدر لذت بخشه ! ...



/ 5 نظر / 10 بازدید
‫یک دوست

‫به نام خدا ‫مثل همیشه عالی و نافذ.براتون آرزوی سلامتی می کنم.از لندن

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم خوب هست که عصای دست پیریت همیشه هم کنارت هست. حتی توی عکس پرسنلی.[قلب][قهقهه]

خاله خوشی

سلام خوبی شما منو نمیشناسی اما من هرروز به وبتون سر میزنم . یه جورایی عاشق آندیای شیرینتون شدم . متنهاتون هم خیلی خوشگله من خیلی لذت میبرم از اینکه میبنم یه مامانی اینقدر به دخملش نزدیکه . منم یه پسر کوچولوی چشم آسمونی خوشگل دارم که خیلی بهش وابسته هستم . همه بهم میگن اینطوری اذیت میشی . ساعتهایی که سرکارهستمو از پسرم دورم خیلی اذیت میشم . یه جورایی وقتی متنهاتو میخونم و میبینم مامانای دیگه هم هستن که اینهمه به بچه هاشون وابسته هستن دلم آروم میشه . امیدوارم دخترک شیرینت همیشه سلامت باشه

سپیده عمه آریانا

قربون این دخملی ناز و از حنس بلور برم من و قربون ژست خوشگلت تو عکس بشم. بوووووووووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][بغل][قلب][گل] مژگان جون متن پر از احساسی که واسه این دخملی خواستنی نوشتید . بینظیر بود. انشااله همیشه شاد و برقرار باشید.[بغل][ماچ][قلب][گل]