بچه یعنی ...

بچه ها از آغاز اولین نشانه های حضورشان ، زندگی آدم رو متحول می کنن! تغییرات اساسی که شاید در شرایط عادی سالها زمان صرف جا افتادنشون بشه می تونه  به راحتی و در کمتر از چند ماه تو زندگی  آدم شکل بگیره ! عادتهای تازه بی اینکه حتی متوجه بشیم جاشون رو به عادتهای کهنه می دن و زندگی اینقدر روند تندی پیدا می کنه که گاهی فکر می کنی داری با جریان سیلاب تو یک روند ثابت می افتی که گاهی بی هدف اما به سرعت جلو می ره! اگه خیلی هنر کنی یک وقتهایی با بچه ات غرق می شی تو دوران کودکی و همه چی رو از اول شروع می کنی! همه خواسته های دور و درازت رو توی اون دوباره از سر می گیری! کم کم تو این روند ثابت می شی یک روبوت از پیش برنامه ریزی شده که بطور اتوماتیک چشم و دلش فقط دنبال یک جفت دست و پای کوچولوی بلوریه که یک لحظه آروم و قرار نداره! ... و ذهنش هم فقط حول محور آرامش و رفاه و آینده کودکی نوپاست  که شاید در قبال تمام اینها و تو بهترین حالت ممکن ، بجای بهانه گیری و غرولند لبخندی از سر رضایت نثارت کنه! ... و بعد تر که با شیرین زبونی و شیرین کاریهایش دل و دین از کف می دی و قلبت یکپارچه تسخیر می شه ... می بینی زندگی یعنی همین ... یعنی بودن با این فرشته های پر هیاهو ...




 پ ن : پازلهایش رو می چینه دور و برش و کلافه می شه از اینکه نمی تونه تکه های پازل رو درست کنار هم بذاره! همیشه همینطور بوده ! از اینکه نتونه کاری رو درست انجام بده کلافه میشه ! از کوره در می ره و می زنه زیر گریه! یک وقتهایی هم همه چیز رو پرت می کنه از شدت عصبانیت! اینطور مواقع یاد مامانش می افته یاد بهانه گیری ، یاد لوس شدن و ناز کردن! ... بغلش که می کنی آروم میشه گل از گلش می شکفه! می خنده و همه چیز رو از اول درست می کنه ... می گه : " نری مامان ها! ‌اگه بری بلدم درست نمیشه!!"

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصومه

[گل]

ارغوان و کوچولوها

[قلب][قلب][ماچ][ماچ]

مامانی وروجک

سلاااااام ما برگشتیم![نیشخند][خجالت] کیارش هم همین جوریه!!! یعنی تازه یک درجه بدتر گاهی که کلافه بشه مثلا اسباب بازیه را هم گاز می گیره که چرا درست نمیشه![خجالت]

یاسمن(مامان هیراد)

مژگان جون..میتونم ازتون بپرسم شما ترم دوم موسیقی هم آندیا رو ثبت نام کردین یا نه؟یا نظرتون در مورد کلاس انجا چطور بود؟هیراد چند جلسه دیگه ترم اول رو تموم میکنه و خوب میشه گفت بیشتر این کلاس بازی هست و در مجموع کار خاصی انجام نشده.نمیگم بازی بده منظورم اینه که از طریق بازی هم مورد خاصی آموزش داده نشده.من سر دوراهی موندم که ادامه بده یا نه.میخ.ام نظر همه مادرهایی که بچه هاشون همون آموزشگاه میره یا رفته رو بپرسم و بعد تصمیم بگیرم.چون من خودم شاغلم و برای بردن هیراد به کلاس خواهرم و مادرم و پدرم رو درگیر کردم..واسه همین دوست دارم حسابی بررسی کنم و بعد تصمیم بگیرم.ممنون میشم اگه نظرت رو برام بگی..

لیلی مامان یونا

سلام مژگان جون ماشالله اندیا روز به روز ماه تر میشه [قلب] یونا عصبانی نمیشه ولش میکنه و میره سراغ کار بعدی [خنده] یا میگه مامان تو بیا درستش کن [پلک]

نازنین

سلام مژگان جون آندیا جونکه دل ما رو برد با شیرین زبونیهاش قربونش برممممممممممم .دخترتون خیلی بانمکه حتما واسش یک کیلو اسپند دود کنید[ماچ][ماچ][ماچ] موفق و پیروز باشید

مامان علی مهربون

سلام فسقلي خانم قربون اون بلدت كه با بودن مامان خوبت دست ميشه. خاله اعظم مامان علي مهربون

مامان

سلام خوبید؟ دختر گلتون چطوره. خدا عنایت کرد و من هم مادر شدم. دوست داشتید به وبم سر بزنید