دنیای پر احساس کودکانه

با خمیر بازیش که بازی می کنه معمولا اشکال نامربوطی رو کنار هم می گذاره و برای هر کدوم یک طومار توضیح و تفسیر داره که شاید شباهت چندانی با مدل ساخته شده اش نداشته باشن اما خودش همه رو بدون غلط تشخیص میده ... دیروز یک شکل یاٌجوج ماٌجوج آورد و گفت مامی ببین چی درست کردم ... یک نگاه خریدارانه به خمیر توی دستش انداختم و برای اینکه خودم رو از تک و تا نندازم بی اینکه هیچ اشاره ای به اسم چیزی که ساخته بکنم ، گفتم ... 

  • چه رنگهای قشنگی داره چقدر خوب خمیرها رو ترکیب کردی برای ساختنش ... دروغگوابله
  • آخه این یک چیز خیلی بدجنسه ! ... 
  • اونوقت شما از کجا فهمیدی که خیلی بدجنسه؟
  • الان یادم نیست! ساعت 7 به راجبش فکر می کنم!
  • اونوقت کی ساعت 7 میشه که شما راجع بهش فکر کنی!
  • هر وقت بعد از شام بشه! ... مامان مامان گرسنه امه شام می خواممممم!!!!!!!! گریهگریه

یک دستش رو می گیره بالای سرش و دست دیگه اش هم حایل میکنه زیر گردنش و پاهاش رو هم ضربدری می اندازی رو هم و با یک قیافه ملیح و لبخند خاصی می پرسه ببین شکل کی شدم؟؟

  • نمی دونم ! خودت بگو شکل کی شدی؟
  • نه شما بگو !
  • نمی دونم مامانم ! حالا مگه حتما باید شکل کسی باشی! شکل خودت شدی ! ماه شدی عزیزم!
  • نه نه بگو تو رو خدا شما بگو! ...   خواهش می کنم ، باید بگی شکل کی شدم! بگو دیگه بگو بگو بگو!!!!!!!! گریه

یک لباس از ته کشو لباسهایش در میاره که چون برایش کوچک شده یقه لباس از سرش رد نمیشه ... کلی کلنجار می ره برای پوشیدنش و نهایتاً به نتیجه نمی رسه ! ... با گریه میاد و التماس می کنه که اینو چطوری بپوشم ! میگی تنگه برایت بهتره از پوشیدنش صرف نظر کنی و یک بلوز دیگه برداری! حق حق کنان می گه نه نه لطفاٌ بگو چطوری بپوشم! من همینو می خوام!  چونکه اون یکی ها رو بلدم بپوشم ، فقط اینو بلد نیستم بپوشم!!!! گریه

یک کاغذ مچاله گذاشته زیر دستش و تمرین دایره (شما بخونین خط خطی) کشیدن می کنه! بعد چون بشتر دایره هایش کج و نافرمه حسابی از کوره درمیره و میاد سراغ مامان از همه جا بی خبرش! ...

  • مامان بگو چی کشیدم! ...
  • دایره کشیدی عزیزم؟
  • (با یک بغض و آه سوزناک) نه مامانه هر چی دلم می گه دایره بکش ! بادقتم همش بیضی می کشه!!!!! حالا چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ گریه

 





/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نیوشا

پس لجبازی تو این سن طبیعیه! نیوشا هم یه وقتایی مثلا می گه الان کجا باید بریم؟ می گم خودت بگو عزیزم، می گه نه بگو کجا باید بریم حالا من باید حتما همون جایی رو بگم که مد نظر نیوشا ست در غیر این صورت ولم نمی کنه! آندیا جون هم همینجوریه؟

سحر

وای وای وای اون از حرفهاش اینم از عکسهاش[بغل]

هستی

واییییییییییییییییییییییی خدا چه حرفایی میزنه فداش شم ...[بغل][ماچ]قربون بیضی کشیدنت و لباس تن کردنت [بغل][ماچ]

سپیده

[بغل][ماچ][ماچ][قلب][ماچ][ماچ][بغل] من عاشق این کوچولوی دوست داشتنی مهربان خوشگلو شیرین زبونم[گل][گل][گل]

شیرین مامان نیما

سلام دختر خوشگلتو ببوس میشه لطفا وبلاگ نیما جونو هم اد کنید