مهم نیست !

  • مهم نیست چند ساله از خونه پدری جدا شدی ، یا چند وقته به مقام شامخ همسری یا مادری نائل شدی ! هنوز  وقتی پدر و دختر دست به یکی میشن احساس آماتور بودن می کنی! ...
  • مهم نیست چند وقته دلت برای یک کتاب غیر اخلاقی و غیر آموزشی لک زده حالاحالا ها باید دنبال راهکارهای اساسی در مورد اینکه چکار کنیم وروجکمون تو ضیافت شام با دست غذا نخوره و به خورش بادمجون نگه آش خیار با پوست! یا چی بگیم که وقتی بهش یک تذکر کوچک می دیم ده تا جوابمون رو نده! یا چطور متقاعدش کنیم که موقع حرف  زدنمون با تلفن صداهای عجیب و غریب در نیاره و برای جلب توجه سراغ ممنوعه ها نره !
  • مهم نیست تو مادر اونی یا اون بچه تو یک وقتهایی واقعاً باید اقرار کنی که تصمیماتش به مراتب منطق مدار تر از توست! حالا گیریم که منطقش یک کمی با منطق ما فرق داشته باشه!
  • مهم نیست دستهای کوچولویش چقدر توانایی دارن و قوه درک و فهمش چقدره در هر صورت تمام تمرکزش رو می ذاره رو کاری که می خواد انجام بده! حالا گیریم که اون کار رنگ کردن کفشهای تازه مامانش باشه با قلموی گواش!
  • مهم نیست از چه لباسی خوشش میاد و چرا! مهم اینه که باید خودش لباسش رو انتخاب کنه ! حتی اگه برای یک خرید ساده ساعتها وقت هدر بره تا هزار دفعه آستین و یقه و دکمه های لباس از این ور به اونور بشن و آخرش هم یک آستین اون وسطها گم بشه!
  • مهم نیست تا کجا خونسردیت رو می تونی حفظ کنی وقتی موقع تمرینهای نقاشیش یکدفعه با پاک کن همه رو خراب می کنه! یا مدام میگه  خسته شدم! (بس که نوک مداد رنگی رو فشار میده روی کاغذ بی نوا!) قشنگیش به اینه که تو اوج خستگی و کلافگی هم میدونه چطوری اخم رو از چهره درهمت پاک کنه و بجایش لبخند بکشه! ... وقتی وسطهای نقاشی گفت: " بسه دیگه سیر شدم!!"

 

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان علی مهربون

سلام مژگان جون علي كه هنوز كوچيكه و سر به راه و خيلي هم (البته خيلي كه نه. يه خورده كمتر) حرف گوش كن است. ولي به سن آنديا برسه نميدونم بايد چه كار كنم و چجوري باهاش رفتار كنم. ولي اينو ميدونم خيلي شيرينن و خوردني درست ميگم؟ از طرف من ماچش كن اين خانم كوچولوي نقلي رو

نگین

آره واقعا مهم نیست [قلب][لبخند][چشمک]

مامان آرمان

چقدر قشنگ گفتی...مهم نیست تو مادری و اون بچه تو...باید قبول کنی که چه بسا تصمیماتش منطق مدار تر از تو هستش.....[لبخند]

هادی

قربون اون خنده های نازش [ماچ][قلب]

سحر

خوب در حقیقت هیچ چیز جدی و مهمی وجود نداره غیر از اینکه این خنده خوشگل همیشه رو لبهای این وروجک شیرین زبون بمونه[قلب]

سمیه(ستاره طلایی)

سلام عزیزم ... مثل همیشه چقدر قشنگ نوشتی ... خانومی من سفر بودم و تازه دیشب رسیدم و امروز پیامت رو دیدم ... ممنون که خبر دادی آندیای نازم رو ببوس