نمایشگاه سرگرمی های کودک

هوای خوب و دلچسب بهاری ، از اون نسیمهای خنک و ملس که نوید عید رو می ده و یک ساختمان بزرگ با پله های برقی که وقتی واردش می شی اول یاد تابستان می افتی و بعد بازارهای مکاره! و یکعالم بچه کیسه بدست با بادکنکهای رنگی  تبلیغاتی که با جیغ و داد از این غرفه به اون غرفه می دون و بعضی وقتها هم یک چیزهایی چشمشون رو می گیره و سر خریدنشون با بزرگترها به توافق نمی رسن و همونجا گریه رو سر می دن! ... حضور در نمایشگاههای اینچنینی برای آدمهای همیشه گرفتار یعنی با یک تیر چند نشون زدن!‌ از یک طرف با خدمات و مراکز جدیدی  آشنا می شی که شاید قبلا از وجودشون بی خبر بودی و از طرف دیگه هم زمان شرایط بازدید از تازه های مراکزی که شاید دیدنشون از نزدیک میسر نگشته بود فراهم میشه ! ‌دست آخر هم شاید با خرید های جزئی  بعضی  از مایحتاج کودک و کلی بروشور تبلیغاتی آدم حس کنه که دست خالی نیومده بیرون !!!!

 

 

آندیا و مهدیار جون بعد از بازدید از نمایشگاه


 

کودک ، هیجان ، سرگرمی


 

اینجوری نگاهم نکن!

 

 

هر جا پای کودکی در میان است  ... شادی پا برجاست ...


 

سراغ غرفه شهرزاد (مجله و سایت) هم رفتیم و مجله هایی که نداشتیم رو گرفتیم که دخملک از هیچ شماره ای جانمونه ...

/ 15 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

سلام عزیزم ممنون از این همه محبتت ..... چه دوستی از تو بهتر گلم نامردی نیست عروسی من نمیای [ناراحت] چشم اگه کاری داشتم حتما مزاحم میشم برم پست و بخونم ببوس اتیش پاره ماه من و....[بغل][ماچ]

سمانه

ببخشید فکر کنم منظورم رو اشتباه رسوندم...منظورم یه شماره تلفن از مجله بود[خجالت][خجالت][نیشخند]

آرتین

نمایشگاه خوبی بود... پر از شادابی و احساس بچگی...[قلب]

مامان نازگل

چه بامزه وای نازگل خیلی ترسویه اگه بود مثل اندیا جیگملی نمیتئنست بره جلو.. عکس خودم و نازگل و گذاشتم ولی زود بر میدارم خانمی[نگران]

سارا و سالار

سلام خوبین ؟ فکر نکنم مارو یادتون بیاد.آخه خیلییییییییییییی کم پیدایید [ناراحت]الهییییییییییییی چقدر پس خوش گذشته بهتون عزیززززززم[بغل]

لیلی مامان یونا

سلام مژگان جون خوب هستی ؟چقدر آندیا جون قشنگ شرک رو نگاه میکنه [بغل]