یک وقتهایی ...

  1. خیلی سخته تو یک مرکز خرید بزرگ پر از بچه های قد و نیم قد که یک دفعه همه با هم می رن سراغ یک خوراکی ممنوعه به دخملک بگی تو نمی تونی از اینها داشته باشی!! چونکه چیز خوبی نیست!
  2. خیلی سخته تو یک مکان عمومی که همه جور آدم با فرهنگهای مختلف هست دائم مجبور باشی اشتباهات دیگران رو برای وروجک نکته سنج و ریز بین تو جیه کنی! چرا اون آقا حرف بد زد ؟ چرا این یکی انگشتتش رو تو بینی اش کرد! چرا اون یکی آشغالش رو روی زمین می ریزه!
  3. خیلی سخته وقتی همه می خوان بشینن پای تلویزیون و گل بگن و گل بشنون! به دخترک بازیگوشت بگی شما دیگه وقته خوابته ... بیا بریم مسواک بزنیم و بعدش هم ج ی ش  بوس لالا!
  4. خیلی سخته  تو سکوت سنگین  یک محیط خشک و جدی مجبور باشی یک گلوله انرژی رو بزور تو بغلت نگه داری و دائم بگی هیس!
  5. خیلی سخته تو یک مهمونی شلوغ تو یک سالن سرد و پر سر و صدا مجبور باشی با کفش و لباس رسمی هنوز از گرد راه نرسیده چندصدتا   پله رو بچه به بغل  بری پایین که ببریش دستشویی! ... اونوقت بگه دیگه ندارم!!!
  6. خیلی سخته به یک صورت گرد ماهگون و یک جفت چشم گیرا و درشت (یاد سوسکه و دست و پای بلوریش افتادین؟) قول بدی که ببریش جایی که خیلی دوست داره و از قبل تمام روزهای هفته رو بشمره! اونوقت روز موعود بهش بگی متاٌسفانه چون مثل سیل بارون میاد نمیشه بریم! و اونهم درک کنه!!
  7. خیلی سخته به یک شیطونک پر انرژی که تازه یاد گرفته پله ها رو دو تا یکی بپره و بعد از کلی سر و صدا بدو بدو بره تو آسانسور و تمام کلیدهای آسانسور رو فشار بده تا به توقفش تو تمام طبقات بخنده توضیح بدی چرا همه دارن بهمون پوزخند می زنن!!! 

پ ن : نشسته پشت میز یکی از همکارها و عین یک کارمند وظیفه شناس رو نقاشیش کار میکنه ! هر چی گفتیم اینقدر از پا ک کن  استفاده نکن ! چون مداد رنگی  رو پاک نمی کنه و فقط دفتر و پاک کنت رو خراب می کنه به خرجش نرفت! نهایتا هم نقاشیش خراب شد هم پاک کنش ! ... یکدفعه از دیدن این صحنه بغض کرد و زد زیر گریه که چرا اینجوری شد؟ ... یکی از همکارها گفت : بس که حرف  گوش نمی کنی! بالاخره ما چهار تا پیراهن بیشتر پاره کردیم! ... وروجک تا عصر آبروی مخاطب رو برد که فلانی 4 تا از پیراهن هایش رو پاره کرده!؟؟ و اینکه  اصلا کار درستی نکرده!

 

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم مامان مهدیار

سلا خانوم خیلی چیزا سخته ولی چکار می شه کرد راستی رفتین قرار یا نه؟[ماچ] ما که خیلی دلمون می خواست بیایم ولی نشد

الیانا

سلام عزیزم [قلب] همه اینا برای یه مدت سخته ولی بعد خودت ازش لذت می بری وبقیه میگن خوش بحالش ببین بچشو [بغل] ایجانم بچم گریه کرد خب بیشتر بچه تا خودشون امتحان نکنند قبول حرفای ما هم براشون سخته [چشمک]

شهرزاد مامان شرمینه

سلام راستش همه حرفهاتو با جون و دل درک می کنم مژگان عزیز ... باشه ولی با همه اینهایی که گفتی یک بوسه روی صورت معصومشون وقتی که خوابند تمام خستگی های این مواردو از تنمون درمیاره نه ؟ از طرف من روی ماهش رو ببوس . [قلب]

ستاره(همه روزهای زندگیم)

با مزه و شیرین و دوست داشتنی !‌خیلی وقته وبلاگ آندیا رو می خونم ! از وقتی کوشولو بود دوسش داشتم این قسقلی رو![ماچ]

ستاره(همه روزهای زندگیم)

در ضمن بالاخره مامان بودن سخته دیگه !‌اونم مامان یه دختر باهوش بودن[چشمک] خدا بهت توانایی بده عزیزم

صادق

دلنشین کننده است نگاهی به وب من بزن