مهمونی

بچه ها معمولا مهمونی رفتن و مهمون داشتن رو دوست دارن یا اصلا شلوغی و دور هم بودن براشون جذاب و هیجان انگیزه حتی اگه خیلی هم با همسن و سالهاشون دمخور نشن!  آندیا اما با شدت خاصی از شلوغی استقبال می کنه ... اخیرأ یک عادت تازه هم به این علاقه مفرط اضافه شده و اونهم اینه که مهمونهای مورد علاقه اش رو با زور نگه می داره یا بالعکس وقتی جایی بهش خوش می گذره به این سادگیها رضایت به رفتن نمی ده و نمی تونه از جمع دل بکنه و به طبع سه گزینه بیشتر برامون باقی نمی گذاره ! یا باید تا رفتن آخرین مهمونها منتظر بمونیم و به اصطلاح بعد از آب و جاروی محل اونجا رو ترک کنیم! و یا باید  با کفش و لباس یک لنگه پا  دم در بایستیم تا ببینه موضوع رفتن جدیه و بعد تصمیم بگیره که بمونه یا بیاد که قطعأ گزینه دوم رو انتخاب می کنه چون رفتن ما چندان به مذاقش خوش نمیاد!  و یا باید به زور متوصل بشیم که این هم خوشایند من نیست! در هر حال این وسط گاهی مکالمات کمی به درازا می کشه و اصطلاحات تازه ای از تویش درمیاد ...

تو جشن تولد رایان جون پسر  یکی از دوستان صمیمی من که هشت ماهی از آندیا کوچکتره بعد از اینکه حسابی با بچه های دیگه درگیری فیزیکی پیدا کرد و گاهأ برای صاحب شدن اسباب بازیهای میزبان متوصل به زور می شد ... تهدیدش کردم که اگه با دوستهایت اینجوری رفتار کنی مهمونی رو ترک می کنیم! ... اونهم با نگاهی عاقل اندر سفیهانه گفت : " الان که نمیشه بریم ، آخه هنوز شام نخوردیم ، ما هم که خونمون شام نداریم ، پس چطوری بریم؟؟؟" ... وسطهای مهمونی به عادت غلطی که تو خونه داره بقیه بچه ها رو هم تشویق می کرد که همه با هم روی تخت دونفره بپر بپر کنن ... با عجله رفتم سراغش و گفتم این کارت رو دوست ندارم و زود برگردین تو سالن ! ... دخترک با قیافه جدی و حق به جانب گفت :" ببین مامان جونم من همش با دوستهام بازی میکنم! شما هم برو با دوستهای خودت بازی کن ، هی نیا مباظم ما بشو! ... دست آخر هم موقع رفتن هیچکدام از گزینه های قبلی برای رفتن مقبول نیوفتاد و گفت : " چونکه تولد دوست منه شما برو تو ماشین منتظر من باش که هر وقت خسته ام اومد بگم بیای دنبالم!"


 

آندیا و رایان جون

 

 

قبل از بازی و دعوا



 

بعد از بازی و دعوا


 

رایان ، آندیا ، دانیال ، آرسام



 

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم واقعا بچه رو گرسنه چطوری می خواهی ببری توی خونه که شام نداری!!!!!!!!!!1[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

milad

چه نی نی نازی داری[گل][گل]

معصومه

[قهقهه]

مهتاب مامان نی نی گل

از اینکه مامان به این تلاش وذوق با وبلاگ متفاوت رو شناختم خوشحالم به نظرم خیلی قشنگ دختر تون روو کاراشو وصف می کنی خیلی برلم جالبه که بدونم ایا خونه دارین یا نه... راستش اگه مایل باشین بین ماوشما رابطه دوستانه ایجادبشه تا دخترامون از اطلاعات مادرهای طرفین با خبر باشن واستفاده کنن .. یه چیز دیگه به نظرم دختر تون خلاق وبا هوش بار میاد تنش سالم انشالله.

مهتاب مامان نی نی گل

از اینکه مامان به این تلاش وذوق با وبلاگ متفاوت رو شناختم خوشحالم به نظرم خیلی قشنگ دختر تون روو کاراشو وصف می کنی خیلی برلم جالبه که بدونم ایا خونه دارین یا نه... راستش اگه مایل باشین بین ماوشما رابطه دوستانه ایجادبشه تا دخترامون از اطلاعات مادرهای طرفین با خبر باشن واستفاده کنن .. یه چیز دیگه به نظرم دختر تون خلاق وبا هوش بار میاد تنش سالم انشالله.