چی شنیدیم!

  • نشسته کنار پنجره و هوای ابری و نم نم بارون رو با دقت نگاه میکنه ،‌ بهش می گم می خوایی پنجره رو یک کم باز کنم بوی بارون رو حس کنی ؟ ... می گه مگه بارونش بو می ده؟؟
  • با چند تا از دوستای قدیمی نشستیم تو یک کافی شاپ دنج که یک نوشیدنی داغ بخوریم و یک کم صحبت (شما بخونین غیبت ) کنیم! دخملک با دقت به سفارش همه گوش می کنه و بعد با جدیت تمام به سفارش گیرنده می گه لطفاٌ برای من هم یک چای سبز دسته دار بیارین که زیرش هم بشقاب کوچولو داشته باشه! (وقتی به سفارش گیرنده گفتیم منظورش فنجون نعلبکیه! احتمالا با خودش فکر کرده که اوووووووهه اینهمه توضیح ترجمه اش همین دو تا کلمه است!؟؟؟؟؟؟)
  • کیفش رو میاره و می گه مامان میشه بهم پول تمیز بدین که اصلا هم له نشده باشه! می خوام بذارم تو کیفم! بعد برای اینکه موضوع کاملا  روشن بشه می گه  از اون پول تمیزها که هی نگی دستهایت کثیف می شه!
  • داره جلوی تلویزیون پفیلا می خوره آخرش رو میاره می ده دستت و می گه دیگه نمی خوام ! چون کوچولوهایش دیگه هسته داره!!!

 

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maral mamane anita

salam khobi elahiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii che dokhmake shirin zaaboni anita hanoz dorost hanoz dorost harf nemizane mibosameton bahari bashid

مامان کسری

پول تمیز رو خوب اومده اندیا جون اصلا همه حرفای این دخمل خوشگل شیرینند[ماچ]

نازنین مامان رومینا

عجب تعبیر هایی دارن این دخملی .... اما فهمیدن بعضی نکات فرایندها برای بچه ها واسه بار اول خیلی با مزه است مثلا همین بارون ...... خوب بچه راست می گه یک پولی بده تمیز باشه

نسیم

بلا... چه سفارشاتی میده!!![نیشخند] راستی تاریخ نمایشگاه سرگرمی رو فهمیدم... 27 تا 30 بهمن[زبان]

مامان پرنیان

ای جونم دلم براش تنگ شده بود عکسشو دیدم کیف کردم راستی بابت پنجشنبه شرمنده

سحر

خوبه آدم چیزای جدید یاد میگیره والهمن به ذهنم نمیرسهکوچیکاش هسته داره[قهقهه]